ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣٩
٨- ابن انبارى در كتاب قرآن خود معروف به شكل گفته: موى در لغت هشت قسم است، اولى مولاى نعم است و سپس مولى آزاد شده و ديگر مولا به معنى ولى يعنى اولى بالشيء، و آيه سابق و شعر لبيد را شاهد آورده، مولى به معنى همسايه، مولى ابن عم، مولى داماد، مولى هم پيمان، و براى هر معنى شعرى هم آورده كه ما ذكر نكرديم چون مقصود ديگرى داريم.
٩- ابو عمر و غلام تغلب در معانى مولى، سيد را آورده گر چه مالك نباشد، و مولى به معنى ولى را.
١٠- بسيارى از استادان لغت يكى از معانى مولى را سيد و آقا دانستهاند كه نه مالك باشد و نه آزادكننده، و اگر بخواهيم آنچه در اين باره گفتهاند ذكر كنيم طول مىكشد و همين اندازه بس است و قانعكننده است. پايان مختصر كلام سيد (ره) ابن اثير در نهايه گفته: مولى در حديث مكرر آمده است، و اين لفظ بر جمعى اطلاق مىشود چون عبد، مالك، سيد، منعم، معتق، ناصر، محب، تابع، جار، عمو زاده، همقَسَم، داماد، بنده، نعمت پرورده، سرپرست، و صاحب اختيار كارى هم مولى و ولى آن است، و از اين معنى است من كنت مولاه فعلى مولاه، و به بيشتر از معانى ياد شده حمل مىشود و حديث: ايما امرأة تزوجت بغير اذن مولاها فنكاحها باطل، هم به اين معنى است و به جاى مولاها، وليها هم آمده، يعنى متولى و صاحب اختيار او.
بيضاوى و زمخشرى و ديگر مفسرين هم در آيه «هى موليكم» گفتهاند يعنى اولى بكم، و در آيه «انت مولانا» (آخر سوره بقره) يعنى سيدنا و ناصرنا، يا متولّي امورنا.
و در مقام دوم چند مسلك است:
مسلك اول- مولى حقيقت است در اولى به تصرف و معانى ديگر فرع آن است به اضافه قيدى يا تعبيرى استعاره و مجازى، زيرا اولى به تصرف معنى مطلق و