ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٠ - شرحها
و درجات كمال دارند و هميشه در معارج قرب و كمال و وصال و در سيرند و در بحار انوار معرفت حضرت ذو الجلال شناورند، زيرا مقامات عرفان و حب قربش نهايتى ندارد، از مقام ربوبيت تا درجات عبوديت منازل بىشمارى است.
پس از توجه به اين موضوع مىفهمى كه هر امامى در آغاز امامت مقدارى از علوم و معارفى كه در رتبه امامت لازم است از امام سابق دريافت كند ولى به ناچار در همين درجه نمانند و بواسطه مزيد قرب و طاعت علوم بيشتر و حكم و ترقيات ديگرى نصيب آنها گردد، چطور اين ترقى براى آنها نباشد با اينكه براى عموم نسبت به امام نقص قابليت و استعداد دارند و اين پيشرفت متواتر نسبت به ائمه اولى و احق است و ممكن است مقصود از مزيد علوم در هر شب و روز و هر ساعت همين باشد و اين خود يك سبب اين است كه در هر روز هفتاد بار استغفار مىكردند و بلكه بيشتر با اينكه گناهى هم نداشتند زيرا چون از هر درجهاى به درجه بالاترى عروج مىكردند، درجه سابق و عبادات و طاعات آن را ناچيز مىشمردند و استغفار مىكردند و توبه مىنمودند و به خدا زارى مىكردند براى رسيدن به درجه بالاتر از آنكه دارند و اين شبيه است بدان چه حكماء در باره حركت پياپى افلاك گويند كه سرش تشبه مبدأ متعال است و اين خود حدى ندارد و حركت فلك هم دائم است و پايانى ندارد اين است آنچه در حل حديث به خاطر آيد و از خدا آمرزش جويم نسبت بدان چه از كردار و گفتار نپسندد- الحديث.
در اينجا بايد گفت: علومى كه هر روز و هر ساعت پديد مىشود اشاره به فعاليت بىنهايت خدا دارد و تأثير اين فعاليت در وجود امام وقت كه سرپرست عموم عالم امكان و بخصوص عالم انسان است.
خدا عز و جل مىفرمايد (٥ سوره سجده): «خدا تدبير امور كند از آسمان تا زمين و سپس اين تدبير به او برگردد در ظرف يك روز كه اندازه آن