ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩ - باب شناسائى امام و مراجعه به امام
شب هنگام گلهاى را مىبيند با چوپانش بدان دل مىدهد و فريب مىخورد و شب را در خوابگاه آن بسر مىبرد و چون بامداد چوپان گله خود را مىراند، آن گوسفند گمشده نه چوپان را مىشناسد و نه گله را و سرگردان مىدود به دنبال چوپان و گله خودش، باز گله گوسفندى را با چوپانش مىبيند و بدان دل مىدهد و فريب مى خورد ولى چوپان بر وى فرياد مىكند كه: به دنبال چوپان و گله خود برو، تو از چوپان و گلهات گم شدى و سرگردانى، و او هراسان، سرگردان، گم، مىدود و چوپانى ندارد كه او را به چراگاه خود راهنمائى كند و برگرداند، در اين ميان كه سرگردان است گرگ از گمشدنش فرصت را غنيمت مىشمارد و او را مىخورد.
به خدا اى محمد، هر كه صبح كند از اين امت و امامى از طرف خدا عز و جل كه هم امامت او روشن و عادل باشد نداشته باشد چنين است كه صبح كرده گمراه، و گم شده و اگر بر اين حالت بميرد در حال كفر و نفاق مرده است.
اى محمد، بدان كه پيشوايان جور و پيروانشان از دين خدا بر كنارند، گمراهند و گمراهكننده، و هر كردارى كنند چون خاكسترى است كه باد سخت در روز طوفانى به آن تاخته و از آنچه كردند نيروى سود بردن ندارند، اين است آن گمراهى هويدا.
٩- مقرن گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود: ابن كوّاء حضور امير المؤمنين (ع) آمد و عرض كرد: يا امير المؤمنين (٤٦ سوره اعراف): «بر اعراف مردانى باشند كه هر كس را از رخساره بشناسند» فرمود: ما هستيم اعراف و ياوران خود را از رخساره آنها بشناسيم، ما هستيم اعراف همان كه خدا عز و جل شناخته نشود جز