ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٨
|
باشى تو مبين كتاب حق در معنى |
گردد به حروف آن عيان هر مُضمر |
|
و مقصود از عالم اكبر- در كلام على (ع)- همان اسم اكبر است، زيرا معنى عالم نشانه چيزى است و با اسم تطبيق مىشود كه نشانه مسمى است.
«فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» در قرائت مشهور صاد آن مفتوح است و از نصب به معنى رنج است و مقصود اين است كه چون از عبادتى فارغ شدى خود را در رنجِ وظيفه ديگرى انداز، از جهاد به عبادت گراى و از نماز به دعاء بپرداز، ولى از اين حديث استفاده مىشود كه به كسر صاد است و از نصب به معنى بر پا داشتن است، يعنى چون از كار تبليغ رسالت پرداختى و فراغت يافتى علم هدايت خود را براى مردم بلند كن و خليفه و جانشين خود را به مردم معرفى كن. از مجلسى (ره)- مقصود از ذؤابه (كه ما آن را تارك ترجمه كرديم) قبضه شمشير است يا آويزهاى كه در آن بوده. از مجلسى (ره)- باب او بابان محدث استرآبادى (ره) گفته: معنى آن شك راوى نيست، بلكه مقصود اين است كه يك باب و مقدارى از باب دوم. انتهى.
حاصل اين كه يك باب و اندى و آن كسر را مىتوان انداخت و گفت يك باب، و مىتوان به حساب تمام گذاشت و گفت دو باب، چنانچه رسم منجمان و اهل حساب در كسور همين است- من فضلكم- مقصود اين است كه از علم شماها، و ظاهر آن است كه به توهُّم راوى حديث پيغمبر (ص) با على (ع) فقط راجع به فضائل ائمه بوده، يا اين كه فضل ائمه هم به اندازه علوم ديگر منتشر شده، امام مىفرمايد فضل ما به واسطه نقصان عقول مردم از ساير مطالب كمتر منتشر شده و كمتر از يك هزار هزارم منتشر شده و به اندازه يك الف ناقص است و الف غير معطوفه يعنى الف