ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٥٠
خواهى مُرد، پايان. ولى مقصود از طرد روزها همان شماره آنها است زيرا در شماره هر واحدى طرد مىشود به جاى آن ديگرى مىآيد و به همين جهت ما آن را به روز شمارى ترجمه كرديم.
٢- مراد از امر نهان كه در باره آن جستجو مىكرده مرگش نبوده بلكه نهان شدن حق و ستم ديدن خاندانش بوده و چيره شدن دولت باطل و ياران آن، زيرا آن حضرت در آغاز كار تلاش بسيار كرد تا حق خود را بستاند و فراهم نشد، پيش آمدهائى رخ داد كه انتظار نمىرفت و چون در آخر كار به دستش افتاد و يارانى پيدا كرد و در راه خدا جهاد به حق نمود و بر منافقان و بد دلان پيروز شد، فتنه حكمين پديدار شد كه از غرائب امور بود و چون براى جبران آن قشون فراهم كرد و آهنگِ سفر به شام نمود مصيبت عظماى قتل او پديد شد و منظور از امر نهان راز اين جريان است كه بر امام هويدا است ولى خدا نخواسته ديگران بفهمند، زيرا خِرَد آنها ناتوان است و به دَرْك آن رسا نيست. از مجلسى (ره)- اللَّه و رسوله و ابن رسوله اعلم- يعنى نيازى نيست كه بروم و بنگرم، تو خود نديده داناترى، و ممكن است مقصود نظر باطنى باشد زيرا قنبر هم از محرمان اسرار بوده و از اين رو گفت شما از من داناتريد، يعنى به اين علم باطن، و محتمل است كه مقصودش از مؤمن ملك الموت باشد، زيرا او بر درِ خانه ائمه اجازه مىگرفت، و ممكن است فرشته به صورت بشر نزد او آمده و از قنبر پرسيده است كه او را ديده يا نه؟ ... پايان كلام مجلسى.
ولى به نظر مىرسد كه مقصود امام احتراز از وجود جاسوسان حاكم مدينه باشد، زيرا اين جلسه وصيت به ناچار محرمانه تشكيل شده و در آن تاريخ معاويه به سختى خانه امام را به وسيله عمال خود تحت نظر داشته و اينكه مىفرمايد: ببين مؤمنى نيست از نظر احتياط كامل بوده كه احضار