ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٢
شدهاند و دنبال احتمالات و امكانات و- محتمل است چنين باشد و ممكن است چنان گفت- رفتهاند و يا اينكه براى امام عذر غفلت و نسيان تراشيدهاند، خير، بايد صريح و آشكار گفت كه آرى دانسته و فهميده جام مرگ را تا جرعه آخر نوشيدهاند، براى آن كه داوطلب جانبازى در راه حق بودهاند و مصلحت جانبازى را در اين ساعت و دقيقه معين درك كردهاند، و درك و تشخيص وقت آن همان شاهكار امامت آنها است و از اخبار آينده اين باب، اين موضوع بهتر روشن مىشود. از مجلسى (ره)- غضب على الشيعه: يا به واسطه اينكه حفظ اسرار نكردند و امر امامت آن حضرت فاش شد، و يا بايد هارون رشيد شيعه را تعقيب كند و بكشد، يا آن حضرت را زندانى كند و زهر خوراند و خاطر خود را آسوده كند، آن حضرت سلامت شيعه را خواست و بلا را براى خود خريد.
يا چون شيعه شهامت نداشتند و بر اثر سستى آنها و تسليم نبودن به امام، دشمن را بر خود مسلط كردند، خدا امام را مخيّر كرد، يا بشورد بر رشيد و شيعه را به دنبال خود كشد تا همه قتل عام شوند، يا گوشه گيرد تا رشيد بر او بتازد و او را دستگير كند و كار او به زندان و زهر نوشيدن كشد، و مىفرمايد: من جانبازى خود را بر فناى شيعه اختيار كردم. يعنى مطلبى كه مىگويم مانند اين ماهيان، به چشم خود مىبينم و واقعيت دارد. از مجلسى (ره)- مقصود از اين كه علم آنچه مىباشد به آنها داده نشده، يعنى همه آن، و گر نه داستان غلامى كه رفيق موسى سر او را بُريد، علم به آينده بود، مگر آن كه گفته شود مقصود علم متعلق به چيزهائى است كه بعد موجود شوند، و آن كودك موجود بود. از مجلسى (ره)- القيام: يعنى اعلان به امامت و تصدى مقام