ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٧ - باب آنچه از آيات پيغمبران نزد ائمه(ع) است
خوراك يا آب بردارد، و حجر حضرت موسى كه بار يك شتر است با خود حمل كند و در هر منزلى فرود آيد چشمهاى از آن بجوشد و هر گرسنه از آن بنوشد سير شود و هر تشنه از آن بنوشد سيراب گردد، همين توشه آنها است تا در نجف- كه پشت كوفه است- منزل گيرند.
٤- امام باقر (ع) فرمود: امير المؤمنين (ع) شبى بعد از نماز عشا بيرون رفت و مىفرمود: همهمة همهمة ليلة مظلمة، يعنى شب تارى است، اما بر شما خروج كند در حالى كه پيراهن آدم (ع) را در بر دارد و خاتم سليمان و عصاى موسى (ع) را بر دست.
٥- مفضل بن عمر گويد: به گوش خود شنيدم امام صادق (ع) به من فرمود: مىدانى پيراهن يوسف از چه بود؟ گويد:
عرض كردم: نه، فرمود: چون براى سوختن ابراهيم (ع) آتش معروف را افروختند، جبرئيل يك جامه بهشتى برايش آورد و ببرش كرد و با وجود آن گرما و سرما زيانى نداشت. چون ابراهيم را مرگ در رسيد، آن را در بازوبند خود نهاد و به اسحق (ع) آويخت و اسحق آن را به يعقوب (ع) آويخت و چون يوسف (ع) زاده شد، يعقوب آن را به يوسف آويخت و در بازوى وى بود تا كارش بدان جا كه بايست رسيد (يعنى فرمانرواى مصر شد) و چون يوسف آن را از ميان بازوبند خود در مصر بر آورد، حضرت يعقوب در