ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٨٢
و مقصود اين است كه دوران تاريخ هم همين طور است و بسا سالها و قرنها حكم ماههاى حرام را دارد بايد در حال هدنه و ترك تعرض سپرى شود و موقع جهاد با شمشير و اسلحه كشنده نيست و بايد به همان جهاد علمى و تبليغى اكتفاء كرد.
٤- امام باقر- در آخر مىفرمايد: اينها وضع عمومى محيط است ولى از نظر شخص خودت حرف ديگرى است و آن اين است كه اگر تو نسبت به كار و اقدام خودت روشنى و وظيفه وجدانى خود مىدانى كه در برابر حكومت جور و ستم قيام كنى و جانبازى كنى و داو طلب اين فداكارى هستى خودت دانى، يعنى براى تو روا است و نياز به اجازه ندارد.
در اينجا بايد متوجه بود كه جهاد بر دو قسم است، جهاد غلبه و جهاد استماته، اوَّلى تكليف عمومى و موضوع كتاب جهاد فقه اسلامى و مشروط به شرائطى است كه در جاى خود بيان شده، ولى دومى تكليف خصوصى و شأن مصلحان دينى و بلكه بشرى است و اين گونه جهاد داوطلبى است و اختصاص به مردان بزرگ دارد كه مانند پروانه شيفته راه حق و فداكارى و جان بازى در راه حق شدهاند.
در جهاد استماته شرطى نيست جز رسيدن به اين مقام و تكليفى نيست جز داوطلب شدن براى فداكارى در اينجا است كه امام پس از بيان وضع عمومى و عدم وجود شرائط يك جهاد ملى براى واژگون كردن حكومت باطل و ستمكار بنى اميه مىفرمايد:
حساب شخص تو از حساب عموم جدا است اگر تو همّت جانبازى و فداكارى در راه حق پيدا كردى و مىخواهى خود را قربان حق و حقيقت كنى بفرما، البته جانبازى در راه حق و قيام در برابر باطل بسيار مفيد و مؤثر است، در اين خصوص هر چه قيامكننده مظلومتر و بىدستوپاتر و باطل قوىتر و ظالمتر باشد اثرش بيشتر است.