ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٨١
به سر بُردند.
ب- اينكه امام باقر (ع) در بيانات خود او را به لفظِ برادر خطاب كرده و اين دليل بر كمال لطف و مهربانى امام نسبت به او است، و اگر خداى نخواسته زيد در مقام خصومت و انكار امامت يا دعوى ناحق امامت خود بود، اين تعبير و اظهار دوستى شايسته و روا نبود.
ج- اينكه در آخر حديث وقتى امام خبر دار رفتن او را بيان مىكند گريه مىكند و به مخالفين خاندان نبوت نفرين مىنمايد.
٣- در قسمت سوم امام باقر (ع) تعليماتى در باره امر امامت و كليات امور دينى بيان مىكند كه بسيار پُر ارزش است و يك درسهاى عمومى است كه به وسيله زيد براى همه مردم بيان شده است:
الف- در امور دين خصوص در مهمات دينيه چون امر امامت دليل قاطع لازم است و آن يا قرآن است يا بيان قطعى پيغمبر يا گواه تاريخى و عقلى قطعى، و با شك و ترديد نمىتوان كارى كرد و گامى برداشت.
ب- خداوند كلى و جزئى امور دين را محدود ساخته و براى آن وقتى مقرر كرده و انضباط و وقتشناسى پايه و مايه امور دينى است كه مى فرمايد
«جعل لكل شىء اجلًا و لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ»
هر چيزى مدت معينى دارد و آن مدت هم ثبت شده است و امام بايد به همه امور احاطه داشته باشد.
ج- در ضمن يك دوره سال چند ماه حرام مقرر شده، يعنى موقع هدنه و صلح عمومى و رخصت در ترك تعرض به كفار و دشمنان، براى رفع خستگى، براى تهيه ساز و برگ، براى تدبير امور و طرح نقشههاى درست و براى اينكه بلكه در اين فرصت دشمن پشيمان شود و دست از جنگ بكشد به صلح در آيد و بتواند دعوت حق را بشنود و در آن انديشه كند و هدايت شود، زيرا در جوش جنگ و در حال نبرد فرصت فكر و تعقل و فهم حق و باطل نيست.