ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٧٩
٢- مردمى كه تو را به خروج دعوت مىكنند نه آمادگى غلبه بر حكومت مسلط وقت را دارند تا وظيفه جهاد غلبه را انجام دهند، و نه وفا و صفاى فداكارى در راه حق دارند تا وظيفه جهاد استماته را انجام دهند.
٣- قيام تو به قصد واژگون كردن حكومت جور و كاخ ستم بىموقع و قبل از وقت است و به ناچار گرفتار مىشوى و در مىمانى و كشته مىشوى. اين حديث يك مخاصمهاى است ميان امام باقر (ع) و عموى والاتبارش زيد بن على، يا يك مصاحبه عادى دوستانه و يا يك درد دل و راز گوئى و چارهجوئى مخلصانه بر پايه بررسى اوضاع عمومى و تحقيق از مقتضيات وقت و كسب وظيفه مذهبى؟
مجلسى (ره)- آن را به وجه اول حمل كرده و در شمار اخبار نكوهش و بد گوئى از زيد آورده است و گفته بدان كه اخبار در باره زيد اختلاف دارند و برخى از آنها دلالت دارند بر مذمت زيد بلكه بر كفر او زيرا دليلاند بر اينكه مدعى امامت شده و امامت ائمه بر حق را انكار كرده است و آن موجب كفر است مانند اين خبر.
ولى بايد گفت حمل حديث بر يكى از دو وجه اخير اوضح است زيرا:
١- در قسمت اول حديث تا (فغضب زيد) جملهاى نيست كه دلالت بر ذمّ زيد كند، خلاصه اين قسمت گزارشى است كه زيد خدمت امام مىدهد و مقصودش فهم حقيقت و كسب تكليف است، امام در پاسخ او مىفرمايد:
امام بر حق مسئول وظائف خاصى است از طرف خداوند و هنوز دوران كنارهگيرى به سر نرسيده و مردم به پايه عقل و فهم درك يك جامعه عادله بشرى نرسيدهاند و نسبت به حق و حقيقت اخلاص و فداكارى ندارند و اگر مقصود تأسيس حكومت عادله و رهبرى امام معصوم باشد با اين مردم و با اين وضع