ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٣ - باب در وجه امتياز دعوى حقگو و باطل جو در امر امامت
خدا هر چه را به اصل خود برگرداند و پوستى كه موزه است به گوسفند برگردد، ملاحظه مىكنى كسانى كه مسح بر آن كردهاند وضوى آنها به كجا مىرود، با خود گفتم: اين دو نشانى.
سپس رو به من كرد و فرمود: بپرس، گفتم: بفرمائيد خوردن مار ماهى چه صورت دارد؟ فرمود: خدا طائفهاى را بنى اسرائيل را مسخ كرد، هر كدام به دريا افتادند، جرّى و زمّار و مار ماهى شدند و جز آنها، و هر كدام به بيابان افتادند، ميمون و خوك و وَبَر (حيوانى شبيه گربه) و وَرَك (ورل خ ل حيوانى شبيه سوسمار) و جز آن شدند، با خود گفتم: اين سه تا.
باز رو به من كرد و فرمود: بپرس و برخيز، گفتم: چه مىفرمائيد در نبيذ (آبى كه خرما در آن ريزند)، فرمود: حلال است، من گفتم: ما خرما را در آب مىريزيم و در دى و تهمانده در آن مىپاشم و جز آن، و آن را مىنوشيم، فرمود: شه، شه، اين كه شراب گندى مى شود، گفتم: قربانت، پس شما چه نبيذى را مىفرمائيد؟ فرمود: اهل مدينه به رسول خدا (ص) شكايت كردند از بدى آب و فساد طبيعت خود، به آنها دستور داد آب را نبيذ كنند، هر مردى به خادمش مى گفت: براى او نبيذ بسازد او هم يك مشت خرما را در يك مشك آب مىريخت و از او مىنوشيد و با آن وضوء مىگرفت، گفتم:
چند دانه خرما در مشت بود؟ فرمود: هر چه مشت بگيرد، گفتم:
همان يك مشت يا دو مشت؟ فرمود: بسا يك مشت بسا دو مشت، گفتم:
آن مشك چه اندازه آب مىگرفت؟ فرمود: از چهل تا هشتاد رطل عراقى (١٢ تا ٢٤ كيلو) يا بيشتر.
سماعه راوى حديث گويد: كلبى مىگفت: پس از آن، امام