ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٢٧
در كتاب على (ع) كه نزد شما است، قوله ( (فان خفتم تنازعاً في امر)) يعنى اگر از اختلاف در فتوى بترسيد، و انكار رخصت در منازعه آنها به معنى انكار رخصت اختلاف در فتوى است و دلالت روشنى دارد بر اين كه فتوى از روى ظن جايز نيست بلكه بايد از صاحب شريعت شنيده شود چنانچه مذهب علماء ما است، جز اندكى از متأخرين- انتهى.
من گويم: در قرآنى كه به دست ما است آيه اين است: فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الى الرسول و اولى الامر هم ندارد و امام كه فرموده: فان خفتم تنازعا، يا تفسير آيه را فرموده به اعتبار اين كه معنى اين است كه اگر در شرف نزاع واقع شديد بر اثر اختلاف نظر خود چنانچه معناى ( (إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَ)) يعنى چون در صدد طلاق بر آمديد، و همچنين ( (إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ)) چون خواستيد نماز بخوانيد، و اين استعمال شايع است، و اما راجع به كلمه اولى الامر، ظاهر اين است كه در قرائت باشد و عثمان آن را انداخته است، چون مىفرمايد همچنين نازل شده و ممكن است تفسير- رد به خدا و به رسول باشد، چون رد به ائمه رد به آنها است، و مقصود از اين كه نزول چنين است يعنى از نظر معنى، و اين كه فرمود چطور خدا به آنها دستور مىدهد به طاعت اولو الامر، و اجازه نزاع با آنها را مىدهد رد است بر مخالفين كه گفتند معنى آيه اين است كه اگر شما با اولو الامر در امر دين اختلاف كرديد به كتاب و سنت برگرديد، و دليل رد اين است كه امر به اطاعت با طرف نزاع شدن منافات دارد. پايان كلام مجلسى (ره). از مجلسى (ره)- از طبرسى (ره)- پس از طرح مرافعه داود حكم كرد كه بايد گوسفندان را به صاحب باغ بدهند ولى سليمان (ع) گفت: يا نبى الله حكم جز اين است، فرمود: آن چيست؟ گفت: باغ را به صاحب گوسفند بدهند و آن را نگهدارى و باغبانى كند تا به حال خود برگردد و گوسفندها را به صاحب باغ دهند تا از آن استفاده كند تا باغ به حال اول برگردد و سپس هر مالى را به