ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٢
پس از بازگشت او به خدا به قول خود كه سليمان «گفت پروردگارم مرا بيامرز و به من سلطنتى بده كه براى احدى بعد از من نشايد زيرا تو بسيار بخشندهاى»، در اينجا پرسشى است و آن اين است كه چرا سليمان بخل ورزيد و رقابت كرد و سلطنتى خواست كه به ديگرى نشايد، و در اينجا جوابها گفتهاند، يكى آن كه انبياء به اذن خدا و طبق دستور او دعا كنند و خدا چنين مصلحت دانسته الخ.
سپس خدا بيان اجابت دعاى او را كرده است و فرموده: «ما باد را برايش مُسَخَّر كرديم كه به آسانى به فرمان او روان گردد» يعنى به نرمى و آسانى- از ابن زيد- و گفتهاند خوش و شتابان- از قتاده- و گفته شده يعنى به فرمان او باشد و به هر جا خواهد روان گردد- از ابن عباس-.
«هر جا صواب بيند» يعنى هر جا سليمان بخواهد از نواحى جهان- از اكثر مفسّرين- و حقيقتش اين است كه هر جا آهنگ كند به فرمان او باشد.
حسن گويد: بامداد از ايليا (در فلسطين) بيرون مىشد و نهار را در قزوين مىخورد و شب را در كابُل مىگذرانيد ...
«و شياطين را» يعنى مُسَخَّر كرديم براى او شياطين را «از هر استاد بنّا» و مهندس ساختمانى براى كار در خشكى، تا هر چه ساختمان مى خواهد براى او بسازند «و غوّاص در دريا» براى استخراج گوهر و جواهر كريمه تا هر چه خواهد براى او بر آرند «و ديگران از شياطين را در بند او كرديم» و زير غل و زنجير آهن او نموديم كه دو تا و سه تا را در يك زنجير مىبست و نمىتوانستند سر باز زنند در صورتى كه تمرُّد از دستور او