ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٩ - باب آنچه نص از خدا عز و جل و رسولش صادر شده بر ائمه يكى بعد از ديگرى
كرد از ملائكه بود و آن سائلى كه از ديگر امامان سؤال كند از ملائكه مىباشند.
٤- عمر بن اذينه از زراره و فضيل بن يسار و بكير بن اعين و محمد بن مسلم و بريد بن معاويه و ابى الجارود همه از امام باقر (ع) فرمود: خدا عز و جل به رسول خود دستور داد به ولايت على (ع) و به او نازل كرد (٥٥ سوره مائده): «همانا ولى شما خدا است و رسولش و آنان كه گرويدند و نماز را برپا داشتند و زكاة را پرداختند در حالى كه ركوع كنند» و خدا ولايت اولو الامر را واجب كرد و ندانستند اولو الامر كيست و ولايت چيست؟ خدا به محمد (ص) دستور داد براى آنها شرح كند ولايت را چنانچه نماز و زكاة و روزه و حج را شرح كرده بود، چون اين دستور از طرف خدا برايش آمد دلش طپيد و ترسيد كه از دين برگردند و او را تكذيب كنند و دل تنگ شد و به خدا عز و جل رجوع كرد، خدا به او وحى كرد: «اى رسول من تبليغ كن آنچه را به تو نازل شده از پروردگارت اگر نكنى تبليغ رسالت او نكردى، خدا تو را از مردم حفظ مىكند» و پيغمبر امر خداى تعالى را اعلام كرد و در روز غدير خُم قيام كرد براى انجام ولايت على (ع) و جار نماز دسته جمعى كشيد و به مردم داد تا حاضران به غائبان برسانند.
عمر بن اذينه گفته: همه جز ابى الجارود (در اينجا) گفتند:
امام باقر (ع) فرمود: هر فريضه پس از فريضه ديگر نازل مىشد و ولايت آخر فرائض بود و خدا عز و جل در باره آن نازل كرد (٣ سوره مائده): «امروز دين شما را كامل كردم، و نعمتم را بر شما تمام