ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٩١
اثبات ائمه معصومين يا بيان مقام شامخ آنها كتابها در اين موضوع تأليف شده است مانند مدينة المعاجز مرحوم بحرينى.
معجزه ايجاد حقيقتى است بىوسيله معمولى و طبيعى آن، و از اين رو خرق عادت نامند، شرح حقيقت معجزه و فرق آن را با سحر شعبده و شواذ طبيعت در كتاب الدين في طور الاجتماع ج ٢ در باره كليات امور نبوت بيان كرديم، و در آنجا مقالهاى درج كرديم به عنوان اينكه معجزه چنانچه در ماهيت خود خرق عادت است در اظهار آن هم قانون كلى وجود ندارد و ظهور معجزه به وسيله امام و بلكه پيغمبر در اختيار خود او هم نيست، معجزه امرى است كه به مشيت حق در موقعى كه او مقتضى داند و نسبت به كسى كه او تشخيص دهد بىسابقه و انتظار واقع مىشود و از اين جهت نمىتوان اعتراض كرد كه چرا براى فلان زن يا مرد يا در فلان وقت واقع شده و براى ديگرى يا موقع ديگرى واقع نشده، و چند حديث اين باب چون ٣ و ٤ و ٩ و ١٢ و ١٥ از اين قسم است و در اينها نشانههاى اختصاصى معجز مآبى نسبت به افراد معينى ظاهر شده است و استفاده ديگران از آنها وابسته به اندازه اطمينانى است كه در موضوع تحقق اين نشانهها پيدا كنند و تأثيرى كه اين گونه نشانهها در روح آنها داشته باشد.
٤- راهنمائىهاى پرورشى و خصوصى- بعضى از افراد با اخلاص و حقيقت جو كه خود را به دنيا و دنيا داران نفروخته و روح پاك و حقيقت خواه خود را به كلى نباختهاند، مورد توجه ائمه قرار گرفتهاند و امام كه طبيب روح بشر است با يك اسلوب مخصوصى كه شبيه معالجه از راه روانشناسى است آنها را هدايت كرده و حق را به آنها فهمانده است كه نمىتوان از آن تعبير به معجزه و كار ما فوق طبيعت كرد مانند مورد حديث ٨ راجع به زاهدى كه سلطان از او حساب مىبرد.
٥- اظهار علم و فضل فوق عادت و معمول اساتيد درس خوانده و