ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٩ - شرحها
٢- (٥٠ سوره انعام): «من نگويم كه خزانههاى خدا نزد من است و غيب هم نمىدانم و به شما نگويم فرشتهام تنها پيرو وحى هستم».
٣- (٥٩ سوره انعام): «نزد خدا است كليدهاى غيب نمىداند آنها را جز او».
٤- (١٨٨ سوره اعراف): «اگر من غيب مىدانستم خير فراوانى مىاندوختم و هيچ بدى به من نمىرسيد».
٥- (٢٠ سوره يونس): «بگو غيب از آن خدا است».
٦- (٣٨ سوره فاطر): «به راستى خدا داناى غيب آسمانها و زمين است».
٧- (٦٧ سوره نمل): «بگو هيچ كس در آسمانها و زمين غيب نداند جز خدا».
٨- (آيه آخر سوره لقمان): «به راستى خدا است كه علم ساعت نزد او است و باران را فرو فرستد و بداند در رحم مادران چيست، هيچ دم زنى نداند فردا چه كند و هيچ زندهاى نداند در چه زمينى خواهد مُرد».
٩- (٤٨ سوره سبأ): «به راستى پروردگارم تير حق را به نشان مى زند و پر داناى غيب است».
١٠- (٢٦ و ٢٧ سوره جن): «عالم غيب است و بر غيب خود كسى را مطلع نكند، جز آن را كه به رسالت بپسندد».
آيه ١- دلالت دارد بر اينكه خدا بعضى از غيب را به رسول برگزيده خود اطلاع مىدهد.
آيه ٢- طبرسى (ره) گويد: من غيبى را كه مخصوص خدا است نمى دانم و همانى را مىدانم كه خدا به من آموخته از امر بعث و نشور و بهشت و دوزخ و جز آن، من تنها پيرو وحى هستم، مقصودش اين است كه به شما خبر ندهم جز آنچه خدا نازل كند.