ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٠ - شرحها
و در آيه ٣- گفته: معنايش اين است كه نزد او است خزائن غيبى كه در آن عذاب فورى است و چيزهاى ديگر، نداند آن را جز او يا كسى كه از او آموزد و گفتهاند: معنايش اين است كه مقدورات غيب نزد خدا است و آن را براى هر كدام از بندگانش كه خواهد بگشايد به او بياموزد يا راه فهم آن را برايش آسان كند و دليل براى وى اقامه نمايد.
و در آيه ٤- گفته: معنايش اين است كه از آن خدا است علم آنچه در آسمانها و زمين نهان است، چيزى بر او پوشيده نيست، سپس گفته است:
من يكى از مشايخ را كه نسبت به عدل و تشيع روى خوشى نشان مىداد ديدم كه در اين موضوع از تفسير خود به شيعه اماميه ستم كرده است و گفته اين آيه دلالت دارد كه علم غيب مختص به خدا است بر خلاف آنچه رافضيان معتقدند كه ائمه غيب مىدانند، من كسى از اماميه را در نظر ندارم كه توصيف به علم غيب را براى احدى از خلق روا داند، اين وصف مختص به كسى است كه همه چيز را به ذات خود مىداند نه به علم مستفاد از ديگرى و آن منحصر به ذات قديم سبحان است كه به ذات خود دانا است واجدى از مخلوق شريك او نيست، هر كه ديگرى را در اين صفت شريك او داند از ملت اسلام خارج است و آنچه از امير المؤمنين نقل شده و خاص و عام از او روايت كردند كه از غائبات خبر داده چون اخبار او از صاحب زنج (قرامطه) و از ولايت مروان بن حكم و اولادش و ظهور مهدى و آنچه از ائمه ديگر در اين باره نقل شده همه را از پيغمبر آموخته بودند و خدا به آن حضرت اطلاع داده بود و به كسى كه اين اخبار مشهوره از آنها روايت شده نسبت دادن اعتقاد به علم غيب در باره ائمه معنى ندارد، اين خود دشنام زشتى است و تضليل و بلكه تكفير آنها است و كسى كه به مذاهب آگاه است آن را نپسندد خدا ميان او و شيعه حكم باشد.
طبرسى در تفسير آيه ٨ گفته است: «إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ» يعنى