ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٣ - باب نادر در آن ذكرى از غيب است
است كه با جبرئيلش راز گويد و او با محمد (ص) راز گويد و او با هر كه خدا خواهد در ميان نهد.
٢- سدير صيرفى گويد: من شنيدم كه حمران بن اعين از امام باقر (ع) تفسير قول خداى عز و جل (١٠١ سوره انعام): بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ را مىپرسيد، امام باقر (ع) در پاسخ او فرمود: به راستى خداى عز و جل همه چيز را به علم و ابتكار خود پديد آورد، نمونه و نقشه پيشينى در ميان نبود، آسمانها و زمينها را آفرينش تازه بخشيد، و پيش از آنها نه آسمانى بود و نه زمينى، آيا نشنيدى گفته خداى تعالى را كه (٧ سوره هود): «عرش او بر آب بود» حمران به آن حضرت عرض كرد: بفرمائيد معنى قول خدا جل ذكره را (٢٧ سوره جن): «داناى به غيب كه بر علم نهان خود احدى را مطلع نكند» امام باقر (ع) فرمود (تتمه آيه): «جز كسى را كه به رسالت خود بپسندد» به خدا محمد (ص) از كسانى بود كه او را به رسالت پسنديد و اما اينكه فرموده است: «عالم الغيب» به راستى خداى عز و جل دانا است بدان چه از خلقش نهان است در آنچه به علم خود تقدير كند و در اجراء گذارد پيش از آفرينش آن و پيش از آنكه به فرشتگان ابلاغ كند، اى حمران اين است علمى كه در نزد خدا بر جا است و مورد خواست او مىگردد و چون اراده كند آن را اجراء مىنمايد و بسا بدا در آن رخ دهد و آن را اجراء نكند و اما علمى كه خداى عز و جل آن را در قالب تقدير ريخته و اجراء كرده و ابلاغ نموده آن علمى است كه به رسول خدا (ص) رسيده و سپس به دست ما آمده است.
٣- سدير گويد: من و ابو بصير و يحيى بزاز و داود بن كثير