ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٧٣ - باب اشاره و نص بر ابى الحسن موسى(ع)
گويد: به او جواب رسيد كه به پنج نفر وصيت كرده يكى خود را ابو جعفر منصور و ديگر محمد بن سليمان و عبد الله و موسى و حميده.
١٤- نضر بن سويد مانند اين روايت را نقل كرده جز اين كه گويد: امام صادق وصيت كرد به ابى جعفر و منصور و عبد الله و موسى و محمد بن جعفر و يك آزاد كرده، امام صادق گويد: ابو جعفر گفت اين اوصياء را نمىتوان كشت.
١٥- صفوان جمّال گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم از صاحب امر امامت؟ فرمود: صاحب اين أمر نه لهو دارد و نه لعب و بازى، و ابو الحسن موسى كه كودكى بود و با خود بزغاله از گوسفندان مكه داشت و به او مىگفت: (اسجدى لربّك) آمد، امام صادق او را بر گرفت و در آغوش كشيد و فرمود: پدر و مادرم قربانت، كسى كه نه لهو دارد و نه لعب.
١٦- فيض بن مختار گويد: من حضور امام صادق (ع) بودم كه ابو الحسن موسى (ع) آمد و من به او چسبيدم و او را بوسيدم، امام صادق (ع) فرمود: شما شيعه، كشتى هستيد و اين ملاح و كشتيبان شما است، گويد: سال ديگر به حج رفتم و دو هزار اشرفى با خود داشتم و هزار دينار براى امام صادق فرستادم و هزار دينار براى امام موسى (ع) و چون خدمت امام صادق (ع) شرفياب شدم، فرمود: اى فيض او را با من برابر دانستى؟ من عرض كردم: اين كار