ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٣ - باب در وجه امتياز دعوى حقگو و باطل جو در امر امامت
مشركند «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» من شما رادمردان را به حساب خدا مىگذارم، سپس حسين كرد و كارش چنان شد كه شد، همه كشته شدند طبق فرموده آن حضرت (ع).
١٩- عبد الله بن ابراهيم جعفرى گويد: يحيى بن عبد الله بن حسن بن موسى بن جعفر (ع) نوشت: من خود را به تقواى از خدا سفارش مىكنم و به همان هم شما را سفارش مىكنم زيرا آن سفارش خدا است در اولين و هم سفارش او است در آخرين.
بعضى از انصار دين خدا كه بر من وارد شدند به من گزارش دادند از غم خوارى و اظهار مِهرت با ترك كمك و خذلانت، من دعوت به عنوان رضاى از آل محمد (ص) را در شور گذاشتم و تو مانع آن شدى و در سابق هم پدرت مانع آن شد و از قديم شما مدّعى مقامى بوديد كه حق شما نبود و آرزومند چيزى بوديد كه خدا به شما عطا نكرده و به اين سبب هوا پرست و گمراهكننده شديد، من تو را از آن بر حذر مىدارم كه خدا نسبت به خودش تو را از آن بر حذر داشته. امام كاظم (ع) او را بدين مضمون پاسخ داد:
از طرف موسى، زاده بنده خدا (زاده ابو عبد الله خ ل) جعفر و على (بن ابى طالب" ع" جدّ اعلى را براى بيان شرافت نام برده است) كه هر دو در بندگى و طاعت خدا شريكند، به سوى يحيى بن عبد الله بن حسن، اما بعد، به راستى من تو را از خدا بر حذر مىدارم و هم خودم را، به تو از عذاب دردناك و كيفر بيمناكش اعلام مىكنم و از نقمت كامله او، و تو را و خودم را به تقوى از خدا سفارش مىدهم زيرا كه آن زيور گفتار است و مايه پايش نعمتها، نامهات به من رسيد، در آن ياد كرده بودى كه من و پيش از من