ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٥ - باب آنچه از سلاح رسول خدا(ص) و متاع وى نزد ائمه(ع) است
جبرئيل آن را از آسمان آورده بود، و زيور آن نقره است و آن شمشير نزد من است.
٦- محمد بن حكيم از ابو ابراهيم (ع) (امام كاظم) فرمود:
سلاح نزد ما سپرده است و از آفت و تعرض مصون است، اگر نزد بدترين خلق خدا سپرده شود بهترين آنها باشد، پدرم براى من باز گفت كه: چون با زوجه ثقفيه خود عروسى كرد، در ديوار خانه شكافى ساخته بود و سلاح را در آن پنهان كرده و همان اتاق را براى زفاف زيور بسته بودند. بامداد شب عروسى نظرش به ديوار افتاد و ديد برابر مخزن سلاح پانزده ميخ كوبيدهاند و براى سلاح نگران شد و به عروس فرمود تا به اطاق ديگر رود چون با خدمتكاران كارى در اين اتاق دارد، سلاح را باز ديد كرد و ملاحظه كرد كه هيچ ميخى در اطراف سلاح كوبيده نشده مگر اينكه از اصابت سلاح منصرف شده و سرش از روى شمشير به سوى ديگر برگشته و هيچ كدام به شمشير برنخوردهاند.
٧- حمران گويد: از امام باقر (ع) راجع به اين مطلب پرسيدم كه: معروف است رسول خدا يك دفتر سر به مهر به ام سلمه داده است، فرمود: چون رسول خدا (ص) وفات كرد، علم و سلاح خود و هر چه در نزد او بود (از ارث انبياء) به على (ع) به ارث داد، سپس اينها به حسن (ع) به ارث رسيد و پس از او به حسين (ع) گراييد، و چون ترسيديم كه گرفتار دشمن شويم به ام سلمه سپرده شد و سپس على بن الحسين (ع) آنها را از وى دريافت كرد، من گفتم: بلى سپس به دست پدرت رسيد و از او به شما منتقل شد؟
فرمود: آرى.