ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٧ - باب آنچه از سلاح رسول خدا(ص) و متاع وى نزد ائمه(ع) است
٨- عمر بن ابان گويد: از امام ششم (ع) پرسيدم از آنچه مردم باز گويند كه به ام سلمه دفتر سر بمهرى سپرده شده؟ فرمود:
چون رسول خدا (ص) وفات كرد، علم و سلاح خود و هر آنچه آنجا بود (از مواريث انبياء) به على (ع) به ارث داد و سپس به حسن (ع) رسيد و از آن پس به حسين (ع). گويد: گفتم: و سپس به على بن الحسين (ع) رسيد و از او به پسرش رسيد و اكنون به دست شما رسيده؟ فرمود: آرى.
٩- ابان بن عثمان از امام صادق (ع) فرمود: چون مرگ رسول خدا (ص) در رسيد، عباس بن عبد المطلب و امير المؤمنين (ع) را طلبيد، رو به عباس كرد و فرمود: اى عم محمد، حاضرى ارث محمد را ببرى و وامش را بپردازى و به وعدههايش عمل كنى؟
جواب رد به آن حضرت داد، گفت: يا رسول الله پدر و مادرم به قربانت، من پير مردى عيالوارم و كم دارائى، كيست كه تواند با شما همسرى و برابرى كند و شما با باد همكارى دارى (يعنى دست به بادى و هر چه دارى به مردم مىدهى).
پيغمبر اندكى سر بزير انداخت و باز فرمود: اى عباس حاضرى كه ارث محمد را ببرى و به وعدههاى او عمل كنى و وام او را بپردازى؟ باز در جواب عرض كرد: پدر و مادرم به قربانت، پير مردى است عيالوار و كم دارائى و شما با باد مسابقه مىدهى، فرمود: اكنون من آن را به كسى دهم كه به حق آن را دريافت كند، سپس فرمود: اى على، اى برادر محمد، به وعدههاى محمد عمل كنى و وامش را بپردازى و ارثش را دريافت كنى؟ عرض