ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٢
و نصرت آنان را وظيفه دينى خود مىدانسته و قرآن صريحاً آن را بيان كرده و خوش آيند نبود كه پيغمبر اسلام آنها را به اين وضع جمع كند در آن حال گرما و اين امر ضرورى را به آنها اعلام نمايد (آنهم در خصوص على ع) و ولاء معتق هم چه در اسلام و چه پيش از آن به عمو زاده تعلق داشته و بيان توضيح واضح است و قول عمر طبق روايات متظاهره در آن حال به على (ع) كه تو امروز مولاى من و هر مؤمن شدى، با ولاء عتق مخالف است و به همين دليل نمىتوان گفت مقصود اين بوده كه به مردم اعلام كند على عمو عموزاده من است، چون سخن بيهوده مىشود و تنها معنى اين سخن همان اولى به تدبير امور امر و نهى است كه معنى امامت و خلافت است. پايان بيان سيّد (ره).
مجلسى (ره) گويد اكثر مخالفان ناچار شدند براى رد استدلال كلمه مولا را حمل به ناصر و محب كنند و بر هيچ خردمندى نهان نيست كه بيان اين معنى متوقف بر اجتماع مردم در آن گرماى روز و ميان راه نبود بلكه در اين زمينه بايد سفارشى به على (ع) مىفرمود كه هر كه را او يارى مىكند يارى نمايد و هر كه را دوست مىدارد دوست بدارد، و اعلام آن به مردم چندان سودى نداشت مگر مقصود اعلام نوع نصرت امراء باشد نسبت به رعايا يا جلب محبت رعايا باشد نسبت به امير و فرمانگزارشان و اين هم خود دليل بر امامت آن حضرت مى شود. پايان كلام مجلسى (ره).
من مىگويم مرحوم مجلسى تا شماره هفت مسلكهاى استدلال به حديث را ادامه داده و اكثر اين بيانات از كلام شيخ بزرگوار صدوق در شرح اين حديث كه ما آن را در مقدمه ج ١ شرح و ترجمه خصال به فارسى ترجمه كرديم استفاده مىشود، و هر كه خواهد بدان جا رجوع كند.
از مجلسى (ره)-
قوله اوصيكم بكتاب اللَّه و أهل بيتي
، مىگويم اخبارى كه به اين مضمون است بسيار است و من آنها را در كتاب بحار وارد كردم و اشهر آنها اين است: