ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٨٣
مثلًا قيام كودكان و شهادت آنان چنانچه در كربلاء واقع شد. در اينجا امام باقر (ع) تكليف شخص زيد را روشن كرده و او را در راه جانبازى تشويق نموده و خود را به حساب امام رهبر مسئول در حفظ پايه و مايه دين، و دينداران از اين امر معاف دانسته مىفرمايد:
«اعوذ باللَّه من امام ضلّ عن وقته».
٥- امام در آخر خبر مخالفان خود را كه از همه جانب كارشكنى مىكنند و وسيله تسلط دولت جور و حكومت باطل مىشوند در چند طائفه كه شامل اكثريت دوست و دشمن مىشود معرفى كرده:
١) مخالفان آشكار و معاند مانند خلفاء جور و طرف داران آنها كه رسماً حرمت ائمه را زير پا كرده و حق آنها را منكرند.
٢) موافقان بىانضباط و دوستان مهمل و بىپروا و سست خِرَد كه اسرار حزبى را نگه ندارند و نقشههاى محرمانه كه سقوط و سركوبى دشمن را نتيجه مىدهد فاش مىسازند و براى انجام امور اجتماعى و پيروزى بر دشمنى كه همه نيروهاى مادى و عمومى حكومت را در دست گرفته بدانها نمىتوان اعتماد كرد.
٣) دوستان بدتر از دشمن كه در باره ائمه غلو مىكنند و آنها را اله و معبود مىخوانند" نسبنا الى غير جدنا" يعنى ما افتخار وصايت و خلافت از طرف جدّ خود داريم و آنها ما را نماينده بىواسطه خدا مىخوانند يا خداى مجسم مىنامند و بر خلاف تعليمات قرآن ما را معرفى مىكنند و در باره ما مقامى را مىگويند كه خود ما نمىگوئيم.
منظور اين است كه اكثريت قاطع مسلمانان عبارتند از دشمنان سر سخت كه همه چيز در دست دارند و از دوستان كار شكن و بىخرد كه با آنها كارى نمىتوان انجام داد و اين علت اساس ترك تعرض رسمى به مخالفان حق است.