ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣٩ - باب در اينكه ائمه(از غيب) حديث دريابند و الهام گيرند
٢- حكم بن عتيبه گويد: روزى خدمت على بن الحسين (ع) رفتم، فرمود: اى حَكَم، تو آن آيه را مىدانى كه على بن ابى طالب (ع) بدان قاتل خود را مىشناخت و امور مهمى را مىفهميد كه به مردم باز مىگفت حكم گويد، با خود گفتم، چه خوب كه رشتهاى از علم على بن الحسين (ع) بدستم افتاد من هم بوسيله آن اين امور مهمه را مىتوانم فهميد، گويد: گفتم: نه، بخدا سوگند نمى دانم، گويد: سپس گفتم يا ابن رسول الله، از آن آيه بمن خبر مى دهيد؟ فرمود: بخدا آن آيه قول خدا عز ذكره است (٥٢ سوره حج) به اين قرائت در قرآن ثبت است: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى (نفرستاديم پيش از تو هيچ رسولى و نه پيغمبرى و نه محدّثى) (مجلسى" ره" گفته: اين حديث بدان دليل است كه كلمه محدث را از آيه انداختهاند، فتدبر) و على بن ابى طالب (ع) محدّث بود (از غيب درك حديث ميكرد) مردى كه او را عبد الله بن زيد مى گفتند و برادر مادرى على (ع) بود (عامه گفتهاند عبد الله بن زيد برادر مادرى امام است ولى طبق عقيده شيعه، امام چهارم از دختر يزدجرد است و مادرش هم در حال زائيدن وفات كرده و برادر مادرى هم نداشته و شايد مادر عبد الله دايه يا مستحفظه آن حضرت بوده است) گفت: سبحان الله، على محدّث بود؟ گويا منكِر اين معنى بود، امام باقر (ع) رو به ما كرد و فرمود: هلا بخدا، پسر مادر تو اين را مىداند، گويد: با اين سخن آن مرد خاموش شد و امام فرمود: همين حقيقت است كه ابو الخطاب در باره آن هلاك و گمراه شد و نفهميد فرق ميان نبى و محدّث را.
٣- محمد بن اسماعيل گويد: شنيدم ابو الحسن (ع) مى فرمود: