ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٩ - باب در وجه امتياز دعوى حقگو و باطل جو در امر امامت
اين باره بوده است كه خاندان بنى فاطمه و خود عبد الله هم مىدانسته).
عبد الله پدرم: او اين نيست سوگند به خدا در برابر يك روز نبرد يك روز مىجنگد و در برابر يك ساعت يك ساعت و در برابر يك سال يك سال و به خون خواهى همه اولاد ابو طالب قيام كند. امام صادق (ع): خدا تو را بيامرزد، من چه بسيار نگرانم و ترسانم كه اين شعر به رفيق ما تطبيق شود:
(منتك نفسك في الخلاء ضلالًا) به خلوت دل تو را گمراه كرده. نه به خدا به بيشتر از چهار ديوار مدينه مسلط نشود و اگر كار بسيار بالا گيرد و تلاش كند به طائف هم نرسد و اين امر هم به ناچار هم واقع شود، تو از خدا بپرهيز و به خودت و زادههاى پدرت رحم كن، سوگند به خدا من محمد را شومتر نطفه گنديدهاى مىدانم كه از پشت پدر به زهدان مادر نقل شده، به خدا او است كه كشته شود در سده اشجع ميان خانههاى آنان، سوگند به خدا گويا من او را نگرم كه به خاك افتاده و جامههايش را ربودهاند و خشتى ميان دو پاى او است ولى براى اين بچه هم هر چه بشنود بىهوده و بىسود است و گوش بده نيست (موسى گفت: مقصودش من بودم كه حاضر مجلس بودم) او هم با وى خروج كند و گريزان شود و رفيقش كشته شود، او برود و با پرچم ديگر بر آيد و خروج كند كه پهلوان آن هم كشته شود و قشونش پراكنده و تار و مار گردد (مقصودش ابراهيم برادر محمد است كه به خون خواهى او قيام كرد و كشته شد) اگر از من بشنود در اين وقت از بنى العباس طلب امان كند تا خدا به او فرج و گشايشى بدهد (رو به پدرم) تو خود مىدانى كه اين امر عاقبت ندارد و تو خود مىدانى و ما ميدانيم كه