ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٧ - شرحها
خدا و راسخون در علم نمىدانند».
نتيجه: موافق رسول خدا كسى است كه در حكم او اختلاف نيست و بايد آن را از خدا دريافت كند و بايد عالم به تأويل درست متشابهات قرآن باشد. در اينجا باز مىگوئيم:
س- رسول خدا كه راسخ در علم و عالم به متشابه بود وقتى وفات كرد علمش را با خود برد و آن را به خليفه خود نياموخت يا آن را تبليغ كرد و به خليفه خود آموخت.
ج- شق اول باطل است چون مستلزم تضييع نسل آينده است و دومى ثابت است كه آن را آموخته است.
س- خليفه او پس از وى چون مردم معمولى جائز الخطا است و احكام مختلفه دارد يا مؤيد از جانب خدا است و چون رسول خدا بىاختلاف حكم مىكند بوسيله اينكه فرشته از غير راه وحى و رؤيت با او مربوط است و يا از راه ديگر و در نتيجه مانند خود پيغمبر است جز اينكه نبوت ندارد؟
ج- شق اول باطل است چون كفايت حال امت را در ارشاد و هدايت نكند و اختلاف احكام و تضييع انام لازم آيد، پس دومى ثابت است.
نتيجه اينكه بايد پس از رسول خدا (ص) خليفهاى باشد راسخ در علم، عالم به تأويل متشابه و مؤيد من عند اللَّه، مصون از خطاء و اختلاف در حكم و علم تا حجت بر عباد باشد و مقصود همين است. از مجلسى (ره):
قوله: قال في ابى فلان و أصحابه، من مىگويم كه اين آيه چند تأويل دارد:
١- آنچه به خاطر قاصر رسيده و آن اين است كه اين آيه در باره ابى بكر و يارانش يعنى عمر و عثمان و به همراهى خطاب نازل شده و قول خدا در جمله اول: «افسوس مخوريد بر آنچه از دست شما رفت» يعنى غم مخوريد