ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٤٩ - باب در شأن إنا أنزلناه في ليلة القدر و تفسير آن
كفار را عذاب كنند و ارواح زندههاى همكيش آنها را هم به آنان برسانند، سپس (آن مرد رو بسته كه الياس بود) شمشيرى بر آورد و گفت: ببين اين هم از آنها است؟ گويد: پدرم در جوابش فرمود:
آرى، سوگند بدان كه محمد (ص) را بر بشر برگزيد، گويد: سپس آن مرد روى خود را گشود و عرض كرد: من الياس هستم و از روى نادانى در باره امامتِ تو چيزى نپرسيدم و تنها مقصودم اين بود كه اين حديث وسيله نيرومندى ياران تو باشد و اكنون من به تو يك آيه را گزارش مىدهم كه تو خود آن را مىدانى و اگر يارانت با آن در برابر مخالفان خود حجت آورند پيروز گردند.
پدرم فرمود: اگر خواهى من از آن به تو خبر دهم؟ الياس عرض كرد: آرى مىخواهم، امام (ع) فرمود: به راستى شيعيانِ ما اگر در برابر مخالفان خود بگويند كه خداى عز و جل به رسول خدا فرمود: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ تا آخر سوره (ما آن را در شبِ قدر نازل كرديم ١- تو نمىدانى شب قدر چيست؟ ٢- شبِ قدر به از هزار ماه است ٣- فرشتهها با روح در آن به زمين فرود آيند به اذن پروردگار خود به همراه هر امرى با سلامت (سلام باشد بر مؤمنان) آن شب سلام است تا بر آمدن سپيده دم) آيا رسول خدا (ص) در اين شب علم تازهاى دريافت مىكرد كه در غير آن شب نمىدانست و يا جبرئيل در غير آن شب براى او نمىآورد؟ مخالفان در جواب اين پرسش مىگويند: نه. به آنها بگو: آنچه را پيغمبر مىدانست چارهاى از اعلام و ظهور آن بود؟ مىگويند: نه. به آنها بگو: كسى كه مدعى است به حكم خدا حكم مىكند و در حكم او اختلاف و تناقض است آيا با رسول خدا مخالفت دارد؟ بناچار بايد بگويند:
آرى، و اگر بگويند: نه، سخن اول خود را نقض كردهاند. به آنها