ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥٧ - باب نادرى است در باره غيبت
كند و دلهاى مختلفه را با هم در آميزد و مهربان سازد و مردم خدا عز و جل را نافرمانى نكنند در زمين او و حدود و مقرراتش بر همه خلقش مجرى شود و خدا حق را به اهلش برگرداند و آشكار شود تا آن كه هيچ حقى از ترس خلقى زير پرده نهان نماند، به خدا اى عمار هيچ كس از شما شيعه در اين وضع حاضر كه شما در آن به سر مى بريد نميرد جز آن كه نزد خدا برتر است از بسيارى شهيدان جبهه بَدر و احُد، مژده باد شما را.
٣- ابى اسحق گويد: موثّقين از اصحاب امير المؤمنين (ع) برايم باز گفتند كه شنيدند امير المؤمنين در يكى از خطبههاى خود مىفرمود:
بار خدايا من مىدانم كه همه علم و دانش حق بر چيده نمى شود و مايه بر نمىگردد و مىدانم كه تو زمين خود را خالى از حجتى بر خلق خود نسازى كه آن حجت يا ظاهر است و فرمانش نبرند يا بيمناك و نهان است. براى آن كه حجت تو باطل نگردد و اوليائت پس از آن كه راه را به آنها نمودى گمراه نشوند، اكنون بايد گفت آنان كجايند و چه اندازهاند؟ آنان داراى كمترين شماره و بزرگترين مقام نزد خدا جل ذكره هستند، آنان كه پيروان پيشوايان بر حق دينند كه امامان رهبرند هم آن كسانى كه به آداب آنها پرورش يابند و به راه آنها روند، در اين جا است كه علم و دانش آنها را به حقيقت ايمان كشاند و جانشان پذيراى پيشوايان دانش گردد.
حديث امامان بر حق كه بر ديگران ناگوار است براى آنها دلنشين باشد و بدان چه مكذّبان حق از آن وحشت كنند و مسرفان