ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٥ - شرحها
حقيقت ندارد مانند:
١- در مقاصد ادبى چنانچه گويند حجاج به گرفتارى گفت:
(لأحملنك على الأدهم) محققاً به پاى تو كند خواهم نهاد، او در جواب گفت:" مثل الأمير يحمل على الأدهم و الأشبه" مانند امير مردم را بر اسب سياه و سرخ سوار مىكند، تا آخر.
٢- در مقام جهل به جواب و شرم از اظهار نادانى كه جوابگو مىداند سخن او جواب سائل و بيان حقيقت نيست ولى براى اقناع او بر خلاف آنچه در دل دارد بيان مىكند.
٣- در مواردى هم از نظر مقاصد مختلفه سياسى و استفادهجوئى و غيره جواب دهنده از بيان حقيقت صرف نظر مىكند و به حاشيه مىرود و يا نعل را وارونه مىزند.
در اينجا است كه امام مىفرمايد: جواب من بر مسائل، از علم خدا سرچشمه مىگيرد و دچار اين انحرافات نمىشود، زيرا اين انحرافات همه از آنجا است كه اختلافى در ميان است و در اينجا هيچ علت اختلافى وجود ندارد. از مجلسى (ره):
بدان كه حاصل اين استدلال اين است كه ثابت است كه خدا قرآن را در شب قدر بر پيغمبرش نازل كرده و در شب قدر هر سال ملائكه و روح بيان و تأويل امور را براى او مىآورند زيرا فعل مستقبل دلالت بر تجدد و استمرار دارد، در اينجا مىگوئيم:
س- براى پيغمبر نسبت بدان چه امت نياز داشتند راه تحصيل علمى جز آنچه از آسمان از نزد خدا برايش در شب قدر يا وقت ديگر مىآمد وجود داشت يا نه؟
ج- شق اول باطل است چون خدا مىفرمايد (٤ سوره نجم):