ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١١ - شرحها
آنها باشد و در قيامت مسئول معرفى و رسيدن به حساب آنها گردد.
البته تفسيرهاى مختلفه آيات با هم منافات ندارد و به اعتبار وجوه مختلفه معانى الفاظ از نظر مفهوم صريح و كنايه هر كدام به جاى خود درست و به موقع است. پايه دعوت پيغمبران كه بىدينان را به حق مىخوانند انذار و بيم دادن از عذاب خدا است و پايه كار اوصياء و امامان كه جانشينان پيغمبرند اجراء احكام و رهبرى مردم است، در اينجا انذار را كه اساس گرويدن مردم است به اسلام، صفت خاص پيغمبر دانسته، يعنى او بود كه بوسيله انذار اسلام را مورد پذيرش مردم قرار داد و حكومت اسلامى را بر پا كرد و نيرو بخشيد ولى پس از پيغمبر وظيفه ارشاد و هدايت مردم به وظائف اسلامى در عهده على (ع) و امامان معصوم بوده و هست.
طبرسى (ره) در تفسير آيه چند قول نقل كرده است:
١- همانا تو بيم ده و رهبر هر قومى، بنا بر اين لفظ (لكل) متعلق به (هاد) مىباشد و بر آن مقدم شده و ميان معطوف و معطوف عليه فاصله شده.
٢- (لكل) ظرف مستقر و خبر مقدّم براى (هاد) و مقصود اين است كه خدا رهبر هر قومى است.
٣- با همين اعْراب ولى مقصود اين باشد هر قومى پيغمبر رهبرى دارند. ٤- با همين اعْراب ولى مقصود از رهبر هر داعى به حقى باشد اعم از پيغمبر و امام و ديگران. مجلسى (ره) در جمله" درخت براى ما سخن گفت" گويد:
يعنى براى ما ممكن است كه براى اقامه معجزه در موقع مقتضى درخت را به سخن در آوريم چنانچه در مورد معجزه آوردن پيغمبر (ص) و امامان اخبارى در اين زمينه رسيده و نطق شجره يكى از معجزات معروف پيغمبر اسلام است.
و ممكن است مقصود اين باشد كه ما از بررسى درخت و حالات او