ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣٩ - متن وصيت امام حسن(ع)
سپارند و او شتابانه سوار بر استرى آمد- و او اول زنى بود كه در اسلام بر روى زين سوار شد- و فرياد زد: فرزند خود را از خانه من دور كنيد كه در آن به خاك نرود و حجاب رسول خدا (ص) به واسطه او دريده نگردد، امام حسين (ع) فرمود: از روز نخست تو و پدرت حجاب او را دريديد و كسى را به خانه او دفن كرديد كه دوست نداشت نزديك او باشد (مقصود، ابى بكر است) و به راستى اى عايشه خدا از تو باز خواست كند.
٢- امام صادق (ع) فرمود: چون مرگ حسن بن على فرا رسيد، فرمود: اى قنبر، ببين بر در خانه مؤمنى جز از آل محمد (ص) هست؟ گفت: خدا و رسولش و زاده رسولش از من داناترند، فرمود:
محمد بن على را نزد من دعوت كن، من خدمت او شتافتم، فرمود:
پيشامدى شده است؟ گفتم: به زودى ابو محمد را اجابت كن، او بند نعل خود را نبسته شتافت و با من مىدويد، و چون نزد آن حضرت رسيد، سلام داد، امام حسن (ع) به او فرمود: بنشين كه مانند تو كسى نبايد از شنيدن سخنى كه مرده را زنده مىكند و زندهها بدان بميرند غايب باشد.
متن وصيت امام حسن (ع)
«شماها همه بايد معدن علم و چراغ هدايت باشيد، و با اين حال محقق است كه موجهاى تابان روز روشن با هم تفاوت دارند و بعضى از بعضى روشنتر و تابندهترند، نمىدانى كه خداوند فرزندان ابراهيم (ع) را ائمه نمود و با اين حال بعضى را برتر از بعضى ساخت به داود همان زبور را داد و مىدانى كه محمد (ص) را به چه فضيلتى