ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤١ - متن وصيت امام حسن(ع)
مخصوص كرد.
اى محمد بن على (ع) من از حسد بر تو نگرانم، خدا آن را صفت كفار دانسته و فرموده عز و جل (١٠٩ سوره بقره): «كفار حسود از جانب خود پس از آن كه حق بر آنها آشكار شد»، اى محمد:
مبادا خداوند عز و جل شيطان را بر تو مسلط كند، اى محمد بن على، من خبر ندهم از آنچه از زبان پدرت در باره تو شنيدم؟ گفت چرا، فرمود: روز جنگ بصره مىفرمود: هر كه دوست دارد در دنيا و آخرت به من نيكى كند بايد به فرزندم محمد نيكى كند، اى محمد، اگر بخواهم به تو خبر دهم از زمانى كه نطفهاى بودى در بهشت پدر مىتوانم خبر داد.
اى محمد بن على كه حسين بن على (ع) بعد از آنكه جان من رفت و روح از تنم جدا شد، امام بعد از من است و نام او به امامت نزد خدا جلّ اسمه در كتاب ثبت است، امامت او به وراثت مستقيم از پيغمبر است به اضافهاى از طرف خدا كه وراثت از پدر و مادرش باشد، خدا دانست كه شما بهترين خلق او هستيد، محمد را از ميان شما برگزيد و محمد، على را برگزيد براى امامت و على (ع) هم مرا برگزيد براى امامت و من هم حسين (ع) را انتخاب كردم».
محمد بن على در پاسخ او گفت: تو امامى و تو وسيله منى در حضور محمد (ص) به خدا دوست داشتم پيش از آن كه اين سخن را از شما شنيده باشم مرده بودم، هلا در مغز من سخنى است كه دلوها نتوانند آن را تا ته بكشد و بادهاى تند نتوانند دگرگونش سازند چون نوشته نقطه دارى در برگ كاغذ مزيّنى نقش شده و من آهنگ اظهار آن داشتم و دريافتم كه كتاب منزل خدا در آن بر من پيشى گرفته و هم آنچه رسولان خدا آورندهاند، آن سخنى است كه زبان