ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤٣ - متن وصيت امام حسن(ع)
گوينده بدان بند آيد و دست نويسنده در آن درماند تا به جايى كه از بس مفصل قلم ناياب گردد و به جاى كاغذ سفيد كه به آخر رسيده برگه سياه بياورند و باز هم حق فضل تو ادا نشده باشد و همچنين خداوند پاداش نيكوكاران دهد و لا قوة الا بالله.
حسين از ما همه داناتر و بردبارتر و به رسول خدا (ص) نزديكتر است، او پيش از آفرينش، فقيه بوده و قبل از آنكه زبان باز كند وحى الهى را خوانده است، اگر خدا كسى را بهتر مىدانست محمد (ص) را بر نمىگزيد و محمد (ص) على (ع) را انتخاب كرد و على تو را به امامت بر نشاند و تو حسين (ع) را شايسته دانستى و انتخاب كردى، ما پذيرفتيم و پسنديديم، كيست كه به غير او رضا دهد (آن كسى كه اگر به جاى او ديگرى را هم تو معين مىكردى راضى بوديم و در مشكلات امور خود بدو تسليم مىشديم خ ل) و كيست جز او كه در مشكلات امور خود بدو تسليم شويم.
٣- محمد بن مسلم گويد از امام باقر (ع) شنيدم، فرمود:
چون حسن بن على در بستر مرگ افتاد به حسين فرمود: برادر جانم من به تو وصيتى دارم آن را خوب حفظ كن، چون من مُردم مرا آماده ساز و به سوى رسول خدا (ص) ببر تا با او تجديد عهدى كنم و مرا نزد مادرم فاطمه (ع) برگردان و پس از آن مرا در بقيع ببر و به خاك بسپار و بدان كه از طرف حميراء (عايشه) به من، آن رسد كه مردم همه مىدانند به واسطه كينه و عداوت او با خدا و رسول خدا (ص) و دشمنى او با ما خانواده.
چون حسن (ع) وفات كرد، او را بر تخته تابوتى گذاردند و به مصلاى رسول خدا (ص) كه در آن بر جنازهها مىخواند بردند،