ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦٥ - باب در شأن إنا أنزلناه في ليلة القدر و تفسير آن
در آيه اول فرمايد: چون محمد (ص) بميرد اهل خلاف گويند: امر خدا كه در شب قدر بود با رسول خدا در گذشت و تمام شد، اين فتنهاى است كه به خصوص آنها مىرسد و به همين سبب به عقب برگردند، زيرا اگر بگويند امر خدا باقى است و نرفته است بايد خدا امرى داشته باشد و چون اعتراف به امر كنند بناچار بايد صاحب الامرى باشد.
٥- از امام صادق (ع) فرمود: على (ع) را شيوه بود كه بسيار مىفرمود: هيچ گاه تَيْمِى و عَدَوِى (ابو بكر و عمر) خدمت رسول خدا (ص) نبودند و آن حضرت انا انزلناه را با خشوع و گريه تلاوت مىكرد جز اينكه مىگفتند: براى اين سوره چه سخت دلت نازك است؟ رسول خدا (ص) مىفرمود: براى آن چيزى است كه به چشم خود ديده و به دل خود فهميدهام و براى آن است كه دل اين مرد (على ع) بعد از من خواهد دريافت، مىگفتند: شما چه ديديد و او چه خواهد ديد؟ فرمود: روى خاك براى آنها نقش مىكرد «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» فرمود: پيغمبر مىفرمود: پس از فرموده خداى عز و جل: «هر امرى» چيزى بجا مىماند؟ مىگفتند: نه، مىفرمود: مىدانيد به كه هر امرى را نازل مىكنند؟ مىگفتند: يا رسول اللَّه به شما، مىفرمود: آرى درست است. مىفرمود: ولى آيا شب قدر بعد از من هست؟ مىگفتند:
آرى، فرمود: رسول خدا (ص) مىفرمود: آيا اين امر در آن شب نازل مىشود؟ مىگفتند: آرى، مىفرمود: بر چه كسى؟ مى