ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨١٠
و غلات مسلمان نما كسانيند كه امير المؤمنين و ائمه از اولادش را به الهيت و نبوت نسبت دهند و آنها را از نظر دين و دنيا به فضلى متجاوز از حد واقعى ستايند و آنان گمراه و كافرند و امير المؤمنين (ع) فرمان قتل و سوختن آنها را داد و ائمه (ع) آنها را كافر و خارج از اسلام دانستهاند.
و مفوضه صنفى از غلاتند و فرقشان با ديگران اين است كه ائمه را حادث دانند و مخلوق و غير قديم ولى باز هم خلق عالم را و رزق را از ايشان دانند، گويند: خدا تنها آنها را خلق كرده و خلق عالم را به آنها واگذارده.
و حلاجيه يك صنف از صوفيه است كه قائل به اباحه و حلول هستند، و حلاج اين امتياز را داشت كه اظهار تشيع مىكرد و گر چه به ظاهر صوفى بود. پايان كلام شيخ مفيد (ره).
در تحقيق موضوع تفويض اين نكات را بايد منظور داشت:
(١) در تشكيلات بشرى قوه قانونگذارى و قوه قضائيه و قوه مجريه وجود دارد.
قوه قانونگذارى راجع به مجلس شورى است كه مردان لائق و متفكر از طرف مردم وكيل مىشوند و براى حفظ مصالح عمومى و حفظ نظم و اجتماع ملت قانون وضع مىكنند، و هر ملتى علاوه بر قانونهاى مجلس شورى يك قانون اساسى هم دارد كه پايه مليت او است.
اين قانونهاى تصويب شده در مجلس شورى به دست حكومت و دولتى داده مىشود كه آن را اجراء كند و به مورد عمل بگذارد، پس دولت كه مجرى قانون است تابع قوانين مجلس است، و مجلس در وضع قوانين تابع قانون اساسى است.