ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٠ - شرحها
درداء كه گويد: شنيدم از پيغمبر (ص) كه در شرح اين آيه مىفرمود: سابق بالخيرات بىحساب به بهشت رود و مقتصد محاسبه آسانى دارد و ظالم به خود توقيف شود و سپس به بهشت رود و همينها باشند كه گويند حمد خدا را كه غم از ما برد و در روايت امام باقر است كه ستمكار به خود از ماها كسى است كه خوب كرده و بد كرده و مقتصد كسى است كه در عبادت كوشا است و سابق بالخيرات على و حسن و حسين و شهداى از آل محمدند.
مجلسى (ره) گويد: ظاهر اخبارى كه در اين باب نقل شده و اخبار ديگرى كه در كتاب كبيرم نقل كردم اين است كه هر سه قسم از آل محمدند و ظالم فاسق از آنها است و مقتصد صالح از آنها است و سابق بالخيرات خود امام است ولى سادات فاسد العقيده و مدعى ناحق امامت در آنها داخل نيست و مقصود از ظالم به نفس كسى است كه عقيده او درست است و عملى نكرده كه از ايمان بيرون رود و ضمير در «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها» (در آيه بعد) راجع به خصوص مقتصد و سابق بالخيرات است و شامل ظالم نمىشود و بر هر تقدير مقصود از اينكه برگزيده خدايند از نظر خاندانى است نه از نظر هر فردى چنانچه ارث كتاب هم به همين نظر است يعنى قرآن به خاندان آنها ارث رسيده نه هر فردى از آنها.
٢- ارث كتاب عبارت از صلاحيت پيروى آن است و همان معنائى است كه پيغمبر در حديث ثقلين بدان اشاره كرده است و فرموده است:
كتاب خدا و عترت من تركه من است كه در ميان شما بجا مىگذارم چنانچه در باره توراة هم قرآن مىفرمايد (٥٢ سوره غافر): «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْهُدى وَ أَوْرَثْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ» به موسى وسيله رهنمائى داديم و كتاب را به بنى اسرائيل به ارث داديم، مقصود اين است كه توراة بعد از موسى (ع) براى بنى اسرائيل به عنوان يك يادگار نبوت بجا ماند بندگان برگزيده هم همه پيروان كتابند ولى البته درجات متفاوت دارند: درجه اول