ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٨ - شرحها
آنچه به نظر مىرسد اين است كه آيات محكمات آياتى است كه دلالت بر دستور عملى كند يا نقل مطالب عمومى باشد كه همه بشر بفهمند و نياز به عقيده و ايمان ندارد چون بيان امور طبيعى و تاريخ، ولى متشابهات آياتى است كه دلالت بر مسائل عقلى و نامرئى دارد يا بيان احوال آينده است چون برزخ و قيامت و بهشت و دوزخ، زيرا چنين آياتى است كه دست آويز مخالفان پيغمبر بوده، در سيره ابن هشام از ابو جهل نقل شده كه اين گونه آيات قرآن را ياد مىكرد و به كف دست خود پف مىكرد و مىگفت: از اين حرفها چيزى به كف من نمىآيد.
كلمه" فتنه" هم در قرآن بيشتر در معنى برگشت از دين استعمال شده و مقصود اين است كه كفار اين آيات دور از فهم قرآن را دست آويز مى كردند و جوانانى را كه ايمان آورده بودند از ايمان بر مىگردانيدند و همين گونه آيات است كه دست آويز طوائف ضاله و مضلّه وابسته به اسلام شده و مىشود و تأويل هم به معنى سرانجام هر چيز است آيات، راجع به امور پس از مرگ است كه در انجام تأويل و ترديد مىشود و تنها با ايمان راسخ است كه مىتوان بدان پاى بند شد و از نظر دلالت آيه بر اينكه راسخون در علم تأويل آيات متشابه را مىدانند تفاوتى نيست زيرا اگر هم در كلمه" اللَّه" وقف شود چنانچه قرائت معروف و ثبت در قرآنهاى معرب كنونى است و به كلمه" الراسخون" جمله آغاز شود خود ايمان به هر چيزى همان معنى علم به آن را مىدهد زيرا ايمان به خدا همان معرفت خدا است و ايمان به پيغمبر و امام شناختن آنها است و ايمان به آيات متشابهه هم دانستن تأويل آنها است چون ايمان نسبت به امور نامرئى غير عملى معنائى جز عقيده كامل و تزلزل ناپذير ندارد و از نظر دلالت آيه به اينكه راسخون در علم عالم به تأويل آيات متشابهه هستند تفاوتى ميان دو قرائت نيست. مجلسى (ره) گويد: طبرسى در تفسير «آياتٌ بَيِّناتٌ فِي