ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٤ - شرحها
سيوطى كه يكى از علماى مخالف است در تفسير خود به نام" الدر المنثور" اخبار بسيارى روايت كرده است كه اين آيه در باره على (ع) نازل شده «كه در حال ركوع انگشتر خود را به سائلى صدقه داد» گفتهاند كه تعبير به لفظ جمع در اينجا براى تعظيم است و چنين تعبيرى در لغت و عرف شايع است (از مرآة العقول).
و بهتر آن است كه گفته شود: تعبير به جمع براى اين است كه حكم به طور قانون كلى وضع شده و بر بيش از يك مورد تطبيق نشده يعنى مصداق ديگرى نداشته و امروزه هم در پارلمانها بسا قانونى بطور كلى تصويب مىشود كه يك مورد انطباق بيشتر ندارد و از اين گونه قوانين به ماده واحده تعبير مىكنند و البته اين تعبير قابل قبولتر و از برانگيختن حسد و رقابت بركنارتر است و در ضمن علت حكم و سبب آن هم به طور كلى بيان شده است. در ضمن اخبار اين باب چند آيه از قرآن مجيد درج و تفسير شده است، اول بايد مختصر توجهى به اين آيات كرد:
١- (آيه ٤٥ سوره نساء): طبرسى در تفسير اين آيه گويد:
فكيف: يعنى چطور باشد حال امتها و چه خواهند كرد؟ وقتى كه از هر امتى از امم گواهى آوريم و تو را اى محمد گواه اينان يعنى گواه بر قومت آوريم، اين تعبير براى ترسانيدن است چنانچه عرب به مردى كه در انتظار پيش آمد هولناكى است گويند: وقتى چنين شود چه خواهى كرد؟ مقصود از اين كلام اين است كه موضوع مهم و هولناكى است و بايد از آن در حذر بود و طرف خطاب بايد در حذر باشد و بيم نمايد و آماده آن برخورد گردد و معنى آيه اين است كه: «خدا روز قيامت هر پيغمبرى را بر امتش گواه گيرد و او بر له و عليه آنها گواهى دهد و پيغمبر ما را نيز گواه گيرد بر امّتش» در اين آيه تأكيد شده است بر شوق به طاعت و بر كنارى از گناه و دورى از آنچه بايد از