ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٦٨
ناشناسى آن حضرت مىكند، مىفرمايد معنى غيبت امام اين نيست كه در يك محيط دور دستى رفته و خود را از نظر مردم پنهان كرده باشد، بلكه به اين معنى است كه مردم او را نمىشناسند و كسى وجود او را در محيط چند ملياردى بشر به عنوان امام زمان تشخيص نمىدهد و بسا با مردم آميزش دارد و رفت و آمد دارد و خريد و فروش مىكند. از مجلسى (ره)-
" لم اعرف نبيك"
معرفت پيغمبر وابسته معرفت خدا است زيرا كسى كه معتقد به خدا نيست و به دليل وجوب لطف، هدايت بندگان را بر او لازم نداند، پى به مقام رسالت پيغمبران نبرد پس سابقه شناختن خدا و اعتقاد به اينكه اظهار معجزه به دست دروغ گو مايه واداشتن به كار زشت است و زشت بر خدا روا نيست، لازم است كسى كه نفهمد خدا كار بيهوده نمىكند و خلقت بشر بىتكليف و ثواب و عقاب بيهوده است و از خدا روا نيست نمىتواند پى به حق بودن پيغمبران ببرد.
يا گفته شود مقام رسول را از مقام فرستنده او توان شناخت و به اندازه معرفت به عظمت خدا عظمت رسول خدا شناخته مىشود.
يا به تعبير ديگر كسى كه به صانعى معتقد نباشد چگونه به رسالت رسولى از طرف او معتقد مىشود؟
توقف معرفت امام بر معرفت پيغمبر از اين راه است كه امام به معرفى و نصب و تعيين از طرف پيغمبر شناخته مىشود.
يا به اعتبار اين كه درك عظمت مقام جانشين و خليفه منوط به درك عظمت خليفه گذار است زيرا نائب و قائم مقام او است و حاصل اين است كه:
هر كه بفهمد نياز به پيغمبر براى معرفت خدا و دانستن موجبات رضا و غضب او است و براى اين است كه سبب نظم امور مردم باشد و آنها را به صلاح بخواند و از هر شر و تباهى براند و دين درست براى آنها مقرر دارد و