ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣١ - شرحها
نبوت است و اختصاص به خود پيغمبر و قومش از نظر اين است كه براى آنها از سائر مردم روشنتر است، مقصود اين است كه آيه دلالت دارد بر ثبوت مسئوليت در برابر آن اندازه از وظيفه كه بوسيله قرآن نسبت به هر كس روشن است و اين حكم كلى از نظر افراد تفاوت بسيار دارد و به اين ترتيب بايد ملاحظه شود:
١- خود پيغمبر (ص) مسئول دريافت وحى، وظيفه تبليغ و مبارزه با منكران، عمل به قرآن و اجراء دستورات و پيشوائى امت.
٢- خلفاء حق هم در همه اين مراحل با پيغمبر شريكند جز در همان موضوع دريافت وحى.
٣- عمل به احكام قرآن و اجراى آن نسبت به همه مسلمانان.
٤- تدبر در آن براى فهميدن خدا و صفات شايسته او و فهميدن بر حق بودن پيغمبر نسبت به همه بشر. ١- مجلسى (ره) گويد: استشهاد به آيه اخير براى تنظير است يعنى چنانچه خداوند حضرت سليمان را در امور دنيا صاحب اختيار كرد و به هر كه مىخواست هر چه مىداد و به هر كه نمىخواست نمىداد موضوع بذل علم را هم به ما تفويض كرده است و شايد در سليمان هم اختيارات اعم بوده است، بيضاوى گفته «هذا عطاؤُنا» يعنى اين ملك و بسط يد و تسلط بر چيزهائى كه ديگران بر آن تسلط نيابند عطيه ما است، به هر كه خواهى ببخش و از هر كه خواهى دريغ كن و حسابى بر تو نيست، يا: عطاى تو محدود نيست، يا: اين عطائى كه ما به تو داديم حساب و اندازه ندارد.
٢- مسئوليت در پيشوا از سه نظر است:
(١) از نظر تبليغ وظائف به مردم، آموزش، وظيفه فرهنگ.
(٢) از نظر حسن اجراء امور فرد و اجتماع.
(٣) از نظر حفظ اجتماع از شورش و فساد داخلى يا هجوم دشمن