ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٩ - شرحها
درست نبوده، زيرا با همه قدرت و وحدت و نفوذى كه اسلام داشت، با همه قوانين و تعليمات روشن و صريح قرآن و سنت پيغمبر به زودى اخلال در اصول و مقررات به ميان آمد و پس از گذشت ربع قرن اختلافات مركزى در محيط اسلام توسعه يافت و آتش كينه شعلهور شد و به زودى مركز اسلام را فرا گرفت و خليفه انتخابى وقت را كه عثمان باشد سوخت و فنا كرد و در نتيجه جامعه اسلامى به يك وضع آشوب و انقلاب مبدل شد.
شناختن امام كه يك اصل اسلامى است بر اساس درست طبق قوائدى است كه در باب اول بيان شد و مقصود از شناختن امام عقيده به پيشوائى و رهبرى او است در امور زندگانى و ديانت.
در اين روايات، وجوب معرفت امام را به عنوان يك حكم معلق و مقيد بيان كرده است مىفرمايد: امامشناسى بر مسلمانان واجب است، يعنى كسانى كه به اصول سهگانه اسلامى توحيد و نبوت و معاد معتقدند و به فروع كليه اسلام از نماز و روزه و حج و جهاد ...، ملتزمند در اين صورت براى اجراى صحيح احكام اسلامى بايد امام و رهبر به حقى را بشناسند و بنا بر اين انكار امام بر حق موجب كفر و خروج از اسلام نيست. مىفرمايد: معرفت امام يك توفيق الهى است كه شامل مردم سالم و پاك فطرت مىشود چنانچه عقيده به پيشوايان مخالفان يك پيروى شيطانى است كه بر اثر فساد مزاج دينى در افرادى بوجود مىآيد. چهار در، عبارت است از: ١- صلاح ٢- معرفت ٣- تصديق ٤- تسليم به امام. بعضى گفتهاند: مقصود از چهار: على و فاطمه و حسن و حسين باشند كه در زير كساء با پيغمبر بودند، بعضى گفتهاند: اربعه اصول خمسه دين و مذهب است به اعتبار اينكه عدل در توحيد داخل است و بعضى گفتهاند اربعه:
١- معرفت خدا.