ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١ - باب طبقات انبياء و رسل
٤- آن پيغمبرى كه هم در خواب بيند و هم آواز شنود و هم در بيدارى به چشم بيند و خودش امام است مانند اولو العزم، ابراهيم مدتى پيغمبر بود و امام نبود تا خدا فرمود (١٢٤ سوره بقره): «به راستى من تو را امام ساختم، عرض كرد: و از نژاد من هم؟ خدا فرمود:
فرمان نبوت من به ستمكار نرسد» يعنى هر كه صنمى يا بتى پرستيده امام نباشد.
٢- زيد شحام گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود: به راستى خداى تبارك و تعالى ابراهيم را بنده خود گرفت پيش از آنكه به مقام نبوتش مفتخر سازد و او را به پيغمبرى گرفت پيش از آنكه مقام رسالتش بخشد و او را رسول خود ساخت پيش از آنكه خليل خودش بگيرد و او را خليل خود گرفت پيش از آنكه او را به مقام امامت برگزيند و چون همه مقامات را برايش فراهم كرد، فرمود (١٢٤ سوره بقره): «به راستى من تو را براى مردم امام مقرر كردم» فرمود: از بس عنايات خدا در نظر ابراهيم بزرگ آمد «عرض كرد: و از نژاد من؟ خدا در پاسخ فرمود: عهد و فرمان من به ستمكاران نمىرسد» فرمود: شخص سفيه امام شخص پرهيز كار و متقى نمى شود.
٣- ابن ابى يعفور گفت: از امام صادق (ع) شنيدم مى فرمود:
سادات پيغمبران و رسولان پنج باشند و آنان اولو العزم رسولانند و قطب نبوت و رسالت بر آنها مىچرخد، نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (ص).