ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٩ - باب مقصود از اهل ذكر در قرآن كه خدا مردم را به پرسش از آنها فرمان داده، ائمه(ع) هستند
اهل ذكر و ما هستيم مسئولها.
٨- وشاء گويد: از امام رضا (ع) شنيدم مىفرمود: على بن الحسين (ع) فرموده است كه بر ائمه يك وظيفه لازمى است كه بر شيعه آنها نيست و بر شيعه هم يك وظيفه لازمى است كه بر عهده ما نيست، خداى عز و جل به آنها فرمان داده كه از ما بپرسند، خدا فرموده است: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» به آنها دستور داده كه از ما بپرسند ولى پاسخ بر ما واجب نيست، اگر خواهيم پاسخ دهيم و اگر خواهيم دم بنديم.
٩- احمد بن محمد بن ابى نصر گويد: من نامهاى به امام رضا (ع) نوشتم و در ضمن نوشتم: خدا عز و جل فرموده (٤٣ سوره نحل): «از اهل ذكر بپرسيد اگر تاكنون ندانستهايد» و خداى عز و جل فرموده (١٢٢ سوره توبه): «شيوه مؤمنان نيست كه همه و همه بسيج كنند و بكوچند ولى بايد از هر تيرهاى يك دسته بكوچند تا در دين بينا شوند و چون به تيره خود برگردند آنها را بيم دهند تا شايد بفهمند و در حذر شوند» (به حكم اين دو آيه) بر مردم پرسش واجب شده ولى بر شما پاسخ واجب نشده؟ در پاسخ فرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد (٥٠ سوره قصص): «اگر" اى پيغمبر" از تو نپذيرفتند بدان كه همانا پيرو هوس خويشند و چه كسى گمراهتر است از آنكه پيرو هوس خود باشد»؟