ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٠ - شرحها
شاهدى دارند.
دوم: از نظر اينكه احكام اسلامى در حد اعتدال است براى جامعه بشرى و بر كنار از افراط و تفريط كيش يهود و نصارى است، مثلا كيش يهود به ماديات و امور جسمانى بيشتر اهميت داده و كيش نصارى به روحانيت و تجرد، و اسلام نسبت به هر دو در حد اعتدال است و از اين نظر ترازوى سنجش افراط و تفريط مذهب يهود و نصارى است و در حد وسط است و چون افراط و تفريط آنها با مقررات اسلام سنجيده و معلوم مىشود امت اسلامى نسبت به آنها شاهد محسوب است يعنى گواه بر افراط و تفريط مذهب آنها است.
ولى چون كلمه" الناس" در قرآن بيشتر در مردم عرب استعمال شده است، معنى آيه اين است كه شما امت وسط هستيد تا شاهد باشيد نسبت به مردم و بنا بر اين خود مسلمانان دو دسته مىشوند: شاهد و مشهود عليه، و شرط دسته شاهد اين است كه وسط باشند، يعنى عادل باشند از نظر عقيده و كردار و هيچ گونه انحراف و افراط و تفريطى از نظر عقيده و اخلاق و كردار در آنها نباشد و اين حقيقت جز در شخص معصوم محقق نيست كه تعليم يافته مقام نبوت باشد، بنا بر اين مصداق آن منحصر به امام معصوم است چنانچه در روايت دوم باب مىفرمايد: «نحن الامة الوسطى» و اطلاق امت بر فرد كامل در قرآن مجيد اصطلاح معجز مآبى است چنانچه در آيه (١٢٠ سوره نحل) مىفرمايد: «به راستى ابراهيم يك امت پرستنده خدا بود» و با سنجش اين دو مضمون موضوع تطبيق اين آيه بر ائمه روشنتر مىشود و پس از اينكه عنوان شاهد بر امام معصوم منطبق شد و از اينجا شركت او با پيغمبر در وظيفه تبليغ دين مسلّم گرديد به خوبى روشن مىشود كه در هر عصرى امام معصومى لازم است كه شاهد اهل آن عصر باشد و معناى حديث اول ثابت مىگردد كه آيه «إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ» را به اين معنى تفسير كرده كه در هر قرنى براى امت اسلامى شهيدى بايد كه مسئول تبليغ دين به