ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٥ - باب در شأن إنا أنزلناه في ليلة القدر و تفسير آن
مجاورت اهل علم و كسب فقه (و بصيرت در دين خ ل) جهادى واجب ندانم.
٨- گويد: مردى به امام باقر (ع) عرض كرد: يا ابن رسول الله بر من خشم مكن. امام (ع) فرمود: براى چه. مرد عرض كرد:
براى آنچه مىخواهم از شما بپرسم. امام (ع) فرمود: بگو هر چه خواهى. مرد عرض كرد: خواهش دارم خشم نكنى. امام (ع) فرمود: خشم نخواهم كرد. مرد عرض كرد: بفرمائيد به من اينكه فرمودى در باره شب قدر و فرود آمدن فرشتهها و روح در آن شب بر اوصياء، آيا امر و دستورى براى آنها مىآورند كه رسول خدا (ص) آن را نمىدانست يا امر و دستورى مىآورند كه رسول خدا (ص) آن را مىدانست، با آنكه شما خود مىدانيد كه رسول خدا (ص) وفات كرد و چيزى نبود كه بداند جز آنكه همه را على (ع) حفظ كرده بود و در دل داشت.
امام (ع) فرمود: اى مرد مرا با تو چه كار است، چه كسى تو را نزد من آورده است، مرد عرض كرد: سرنوشت، مرا نزد تو آورده است براى طلب دين، امام (ع) فرمود: پس آنچه به تو مىگويم خوب بفهم، چون رسول خدا (ص) را به معراج بردند فرود نيامد تا خدا جل ذكره به او آموخت علم هر چه بود و هر چه خواهد بود و بيشتر اين علم و دانش او كلى و اجمالى بود كه تفسير و شرحش در شب قدر مىآمد و همچنين على بن ابى طالب (ع) كليات علوم را مىدانست و شرح و تفسير آن در شب قدر براى او مىآمد چنانچه نسبت به رسول خدا (ص) هم چنين بود.
مرد عرض كرد: در اين كليات تفسيرى نبوده است؟
امام (ع) فرمود: چرا، ولى اين تفاصيل به دستور از طرف خداى