ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٧ - باب در شأن إنا أنزلناه في ليلة القدر و تفسير آن
تعالى در شبهاى قدر براى پيغمبر و امام مىآيد بطور بخشنامه چنان كن و چنين كن، به خاطر چيزى كه خودشان آن را مىدانند، دستور دارند كه چگونه در آن عمل كنند. مرد گويد: گفتم: اين موضوع را براى من تشريح كنيد. امام (ع) فرمود: رسول خدا (ص) از دنيا نرفت تا آنكه حافظ كليات علم و تفسير آن گرديد. مرد گويد: من گفتم: پس آنچه در شبهاى قدر براى آن حضرت مىآمد چه بود؟
امام (ع) فرمود: دستور و تسهيل نسبت بدان چه كه پيش مىدانست.
مرد عرض كرد: پس در شبهاى قدر جز آنكه از پيش مىدانستند براى آنها علمى پديد نمىشد. امام (ع) فرمود: اين مقامى است كه دستور دادند آن را كتمان كنند و تفسير آنچه در اين پرسش طرح كردى جز خداى عز و جل نمىداند.
مرد سائل عرض كرد: آيا اوصياء چيزى را مىدانند كه انبياء نمىدانستند؟ امام (ع) فرمود: نه، چطور وصى چيزى مىداند جز آنچه به او وصيت شده است.
مرد سائل عرض كرد: براى ما روا است كه بگوئيم يكى از اوصياء چيزهائى مىداند كه وصى ديگر نمىدانست؟ امام (ع) فرمود: نه، هيچ پيغمبرى نميرد تا دانش خود را يك جا به وصى خود تحويل دهد و نزول ملائكه و روح در شب قدر هر سالى نسبت به حكمى است كه در آن سال وظيفه عباد است.
مرد سائل عرض كرد: آنها پيش از اين، حكم را (كه در شب قدر براى هر سال نازل مىشود) نمىدانستند؟ امام (ع) فرمود: چرا، آن را مىدانستند ولى به هيچ وجه اجراء آن را نمىتوانستند تا دستور بگيرند در شبهاى قدر كه تا سال آينده چه كنند.
مرد سائل عرض كرد: اى ابا جعفر من نمىتوانم منكر اين