ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٢٥
از طبرسى (ره)- يعنى چنانچه به پيغمبران پيش از تو وحى كرديم به تو هم وحى كرديم، و آن وحى روحى بود كه از امر ما صادر شد، و مقصود از روح، قرآن است، زيرا وسيله هدايت است و باعث زندگى از مرگ كفر، و گفتهاند مقصود از روح جبرئيل است و يا فرشتهاى اعظم از جبرئيل، انتهى.
در اين صورت بايد «اوحينا» متضمن معنى ارسلنا باشد، و ( (مِن)) در ( (مِن امرِنا)) تبعيضيه باشد، يعنى فرستاديم به تو براى وحى روح الامين را كه از جنس عالم امر است، و مِن امرنا به تقدير فعل عموم صفت يا حال از روح است. از طبرسى (ره)- اختلاف است كه كدام روح مورد سؤال شده.
١- پرسش از روحى بوده كه در تن انسان است، و از حقيقت آن پرستيدهاند و پاسخ صريح به آنها نداده، ابن عباس و ديگران گفتهاند: يهود اين پرسش را كردهاند و علت جواب ندادن اين بوده كه ترك جواب آنها را بهتر بدين جلب مى كرده، يا براى آنكه پرسش آنها براى استفاده نبوده بلكه از روى غرض بوده و اگر جواب صريح به آنها داده مىشد به عناد و لجبازى آنها مىافزود، بعضى گفتهاند يهود به قريش گفتند: كه از محمد راجع به روح بپرسيد، اگر به شما جواب صريح داد پيغمبر نيست و اگر نه پيغمبر است، در كتاب ما چنين است. و خدا به او دستور داد از جواب آنها خود دارى كند و در معرفت روح طبق عقل نارساى آنها سخن گويد تا دليل بر صدق و رسالتش باشد.
٢- پرسش از اين بوده كه روح مخلوق و حادث است يا نه؟ خدا فرمود:
( (روح از امر پروردگار است)) يعنى از آفريدن او است، و اين جواب صريح آنها است و بنا بر اين ممكن است روح مورد سؤال همان جان باشد چنانچه ابن عباس گفته، و يا جبرئيل باشد به قول حسن و قتاده، يا فرشتهاى باشد، يا مقصود حضرت عيسى (ع) باشد كه روح الله است.
٣- پرسش مشركين از روح به معنى همين قرآن بوده و نظرشان اين بوده كه چطور فرشته آن را به تو مىرساند و معجزه تو شده و نظم و ترتيبى جدا از كلام