ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١١ - باب در اينكه ائمه(ع) هم ايشان اركان زمينند
آنكه على (ع) را در يكى از احكامى كه بيان كرده و صادر فرموده پيگردى و تعقيب كند و در باره آن چون و چرا كند، چون كسى باشد كه در حكم خدا و رسولش چنين كارى كند، آنكه در خرد و درشت بر او رد كند در حد شرك به خدا است، امير المؤمنين (ع) همان باب ورود بر خدا است كه جز از سوى وى روى بدو نتوان كرد، همان راه منحصرى است كه هر كه جز آن راه برود هلاك است و همچنين براى امامان بر حق يكى پس از ديگرى اين حكم جارى است، خدا آنها را ستونهاى زمين ساخته تا مبادا بر اهل خود بلرزد، او است حجت رسا بر هر كه روى زمين يا زير آن است، خود على (ع) بسيار مىفرمود: من از طرف خدا بهشت و دوزخ را قسمت مىكنم، من فاروق اكبرم، من صاحب عصا و ميسم هستم، همه فرشتهها با روح و همه رسولان به ولايت من اعتراف كردند بمانند اعتراف به نبوت محمد (ص)، بر من همان مسئوليت متوجه است كه به او متوجه است و آن مسئوليت در برابر پروردگار است، رسول خدا (ص) را بخوانند و جامه در بر كنند و مرا هم بخوانند و جامه در بر كنند، از او باز پرسى كنند و از من باز پرسى كنند، و به اندازهاى كه پاسخ گويد پاسخ گويم، به من فضائلى عطا شد كه احدى در آنها بر من سبقت نجسته:
١- مرگ و ميرها و بلاها و گرفتاريها را مىدانم.
٢- نژادها و احكام واقعى و درست را مىدانم، آنچه پيش از من بوده از دستم نرفته و آنچه از ديدهام نهان است در علمم عيان است.
٣- به اذن خدا مژده دهم و از طرف او اداى وظيفه كنم و به مردم ابلاغ كنم، همه اينها از عنايت خدا است و او است كه به علم