ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٨٠
حاضر ميسَّر نيست و قيام در اين شرائط موجود به شكست و نابودى مى كشد.
٢- در قسمت دوم مىگويد: زيد از اين اظهارات در خشم شد، اين خشم نسبت به امام و بيانات امام نيست بلكه نسبت به وضع محيط و وضع تأسف آور مردم است كه امام باقر آنها را به بىوفائى و بىايمانى نكوهش كرد و فرمود: نمىتوانند تن زير بار حكومت عادله حقه بدهند، و اينكه زيد مىگويد: امام از خاندان ما آن كس نيست كه در خانه نشيند تا آخر، ممكن است ممكن است تعرض به مدعيان امامت فرق باطله باشد كه در آن زمان بودهاند و بعد هم پيدا شدند و آنها كسانى بودند كه با حكومتهاى جور سازش مىكردند و براى حفظ رياست خود هيچ تعرضى به آنها نداشتند مانند عبد اللَّه افطح يا جعفر كذّاب، اينها با حكومتهاى جور همكارى داشتند و آنها را با سكوت خود تقويت مىكردند و از آنها مدد و كمك مىگرفتند، امامتراشى هم يكى از سياستهاى معموله حكام جور بود در برابر ائمه بر حق، مقصود زيد اين است كه امام بايد در جبهه مبارزه و معارضه باطل باشد و اين جهاد و مبارزه اشكال مختلفى دارد: جهاد علمى و تبليغى، جهاد ميدانى و شمشيرى.
امام باقر در دوران خود در جبهه مبارزه مؤثرى قرار داشت و همه ائمه چنين بودند و دليلش اين است كه خلفاء جور از آنها بيشتر مىترسيدند و نسبت به آنها بيشتر سختگيرى مىكردند و آخر هم آنها را به هر وسيله بود مىكشتند، اگر كسى جهاد و مبارزه نكند كه كشته نمىشود دليل بر اين كه مقصود زيد اين است، دو چيز است:
الف- آنكه او، جدّ خود على و عمّ خود امام حسن و پدر خود را به امامت قبول داشته و با آنكه على (ع) در طول حكومت سه خليفه در خانه نشست و امام حسن و پدرش زين العابدين عمرانه در حال صلح و خانهنشينى